خرید بک لینک
نصفه شب نوشت های امیر ومن پرم از دلتنگی های عجیبی که گاه وبی گاه یقه احساس نصفه ونیم ام را میگیرد وفشاری به گلویم می آورد. به این فکر میکنم که یعنی کسی یادش به من هست یانه؟! ماهاهمه یه مشت خاطره ایم و

برچسب: نویسنده: یوسف کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 5 اسفند 1398 ساعت: 0:16

یه شبی تو اوج خوبی وخوشی یهو یه رد کوچیک از یه خاطره قدیمی وارد افکارت میشه به لحظه ای همه خوشیاتو ازت میگیره،براش مهم نیس که کی هستی وکجایی،فقط میاد که گند بزنه به حالت وبره.این حالت مثه برزخه وحالت

برچسب: نویسنده: یوسف کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 5 اسفند 1398 ساعت: 0:16

دل نوشته های یک آدم از خود راضی.امشب دلم خواست بعدمدت ها بنویسم واسه جایی که دوسش دارم واسه این مجازی که همه وابستشن ودرد ورنجشون شده چندتا استوری وپست اونم واسه جلب توجه منم اومدم اینجا به دور از هرس

برچسب: نویسنده: یوسف کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 5 اسفند 1398 ساعت: 0:16

اینجام شده عین خودم سوت وکور یه جای خسته و خالی

مثل من تهی وپوچ.

میل نوشتنم نبود ولی گفتم علائم حیاتی نشون بدم.

چه شبایی که دلم فریاد زدن میخواست وفریاد رسی نبود

و چقدر میخواستم بنویسم و نمیشد.

اومدم بگم هستم،ومیجنگم

هی فلانی گاهی کمی برگرد

برچسب: نویسنده: یوسف کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 5 اسفند 1398 ساعت: 0:16

صفحه بندی